ابو القاسم سلطانى
293
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
موارد مصرف درمانى : در تشنجات صرعى شكل و تب تيفوس از جوشانده نصف قاشق چايخورى گياه خشك در يك فنجان آب دو بار در روز و از شيرابه برگها در گوشدرد و از مخلوط آن با روغن دانه براى درمان بثورات جلدى و از كوبيده برگها به صورت موضعى در رماتيسم و دردهاى عضلانى استفاده درمانى به عمل مىآيد . از برگچههاى جوان پخته شده مانند اسفناج در آشپزى استفاده مىشود . Code - 2620 كندش Gypsophila struthium L . كندش معرب آن كندس نامى است كه پزشكان قديم به ريشه گياه دادهاند و درباره ماهيت آن مىنويسند : ريشه گياه گرهدار و ظاهر آن سياهرنگ و از سواحل روم آورده مىشود و رازى گويد كه برگ آن به برگ ساذج شباهت دارد و ريشه آن چوبى و سخت است ظاهر آن سياهرنگ و داخل آن به زردى متمايل است ( ابو ريحان : 1 * ) . ماسرجويه گويد ان قىآور ، گزنده زبان و بوى آن تند و عطسهآور است ( ابن بيطار : 2 * ) و حكيم مومن و عقيلى شيرازى مىنويسد برگ آن متمايل به سبزى و سفيدى است و در شام لباس پشمى را با آن مىشويند ( 3 * ) . تاريخچه و مصرف آن در طب سنتى : ديوسكوريد و جالينوس از اين دارو نام نبردهاند و اينكه حنين از جالينوس نقل كرده و سطرونيون [ Saponaria officinalis L . ] را كندس ترجمه كرده اشتباه نموده است ( ابن بيطار : همان جا ) . بديغورس گويد : بلغم ، مره سوداى غليظ و باد درون بينى را از بين مىبرد ( رازى : 4 * ) . بولس گويد بدل آن خربق سياه است و رازى گويد بدل آن براى قى كردن و عطسه كردن هم وزن آن جوز القى و يك سوم آن فلفل است ( ابو ريحان : همان جا ) . ككمك ( 5 * ) و لكههاى سياه ( 6 * ) را از بين مىبرد ( هروى : 7 * ) . از داروهاى تميز كننده چرك گوش ، گشايندهگيرهاى استخوان پرويزنى ( 8 * ) ، مدر ، خارجكننده جنين و شكننده سنگ [ كليه و مثانه ] و در برص ، جرب و سختى طحال سودمند است و در شيافات چشم وارد مىشود ( ابن سينا : 9 * ) . " كندش به فارسى كندشه گويند و مستعمل بيخ وى بود بيرون آن سياه بود و اندرون آن سفيدى كه به زردى بود و طبيعت آن گرم بود در اول درجه چهارم و خشك بود در آخر درجه سيم و خوردن وى در غايت خطر بود و وى مقطع بلغم و سودا بود و برص سياه و جرب را طلا كردن نافع بود و سپرز را بگدازاند و بول و حيض براند و سنگ گرده بريزاند و مسهل بلغم لزج بود . از مفاصل ، و شربتى از وى دانك و نيم دانك بود و اگر سحق كرده در بينى دمند عطسه آورد و نشايد كه در تابستان سعوط كنند از بهر آنكه نشف رطوبات بكند و اگر در غير تابستان كنند شايد و اگر بچه سه ماهه يا چهار ماهه در شكم مرده باشد آن را سحق كنند و با عسل بسرشند و فتيله سازد و به خود برگيرد بچه بيرون آورد و مضر بود به شش و مصلح وى كتيرا بود و كندش از ادويه قتاله بود و قى و غثيان آورد و باشد كه به خناق انجامد